خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )

605

نهج البلاغة ( فارسي )

2 نامه اى از آن حضرت ( ع ) پس از فتح بصره به مردم كوفه نوشته است . خداوند به شما مردم شهر از جانب خاندان پيامبرتان پاداش نيكو دهد ، همان پاداش كه به فرمانبران و سپاسگويان نعمتش مىدهد . شما شنيديد و اطاعت كرديد ، فراخوانده شديد و پاسخ داديد . 3 نامه اى از آن حضرت ( ع ) به قاضىاش شريح بن الحارث گويند كه شريح بن الحارث قاضى امير المؤمنين ( ع ) در زمان او خانه اى خريد به هشتاد دينار . اين خبر به على ( ع ) رسيد . او را فرا خواند . و گفت : شنيده‌ام خانه اى خريده اى به هشتاد دينار و براى آن قباله نوشته اى و چند تن را هم به شهادت گرفته اى . شريح گفت : چنين است يا امير المؤمنين . على ( ع ) به خشم در او نظر كرد ، سپس فرمود : اى شريح ، زودا كه كسى بر سر تو آيد كه در قباله ات ننگرد و از شاهدانت نپرسد ، تا از آنجا براندت و بىهيچ مال و خواسته اى به گورت سپارد . پس ، اى شريح ، بنگر ، نكند كه اين خانه را از دارايى خود نخريده باشى ، يا نقدى كه بر شمرده اى از حلال به دست نيامده باشد . كه اگر چنين باشد هم در دنيا زيان كرده اى و هم در آخرت . اما اگر آن گاه كه اين خانه را مىخريدى نزد من آمده بودى ، برايت قباله اى مىنوشتم به اين نسخت و تو حتى يك درهم - و چه جاى بيش از آن - رغبت نمىكردى كه به بهاى اين خانه دهى . و نسخهء آن قباله چنين است : اين خانه اى است كه بنده اى ذليل ، از مرده اى كه براى كوچ كردن او را از جاى خود برانگيخته‌اند ، خريده است . خانه اى از سراى فريب در كوى از دست شدگان و محلت به هلاكت رسيدگان . اين خانه را چهار حدّ است : حد نخستين ، منتهى مىشود به آنجا